» » کودکان بي‌سرپرست ، گمشده در ‌دالان فراموشي
546 0

به نقشه ایران نگاه کنید. توی دل این گربه دوست داشتنی، حدود 21هزار کودک بی‌سرپرست و بد سرپرست در مراکز شبانه ‌روزی بهزیستی روزگار می‌گذرانند که سالانه فقط 15درصد از آنها به خانواده‌های متقاضی سپرده می‌شوند.اما اگر مصوبه حمایت از کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست قانون شود، آن وقت دست‌کم 50 درصد از این کودکان به خانواده‌های متقاضی فرزند سپرده می‌شوند، در چنین شرایطی درنگ مسوولان در بخش‌های مختلف، از زمان تنظیم لایحه این مصوبه تا امروز که در راه قانون شدن متوقف شده، به 5 سال رسیده است و بعید به نظر می‌رسد تا یکی دو سال آینده نیز به مرحله اجرایی شدن برسد.
29 اسفند امسال که از راه برسد، قانون فرزندخواندگی دقیقا 36 ساله می‌شود تا به‌‌رغم تغییر در شرایط اجتماعی، سازمان بهزیستی همچنان با تبعیتی اجباری از این قانون برای واگذاری سرپرستی کودکان بی‌سرپرست به خانواده‌های متقاضی تصمیم بگیرد و این در حالی است که مسوولان بهزیستی می‌دانند تابعیت ناگزیرشان از این قانون کهنه و محدود سبب شده است تنها 11 درصد از کودکان تحت پوشش این سازمان، شرایط فرزندخواندگی داشته باشند و بقیه ــ با وجود 6 خانواده متقاضی برای هریک در کشور ــ از پرورش یافتن در محیط خانواده محروم شوند.
چندی پیش حمیدرضا الوند، مدیر امور شبه خانواده بهزیستی پیشتر در گفتگو با یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرده بود: از هر 10 کودک که در مراکز شبانه‌روزی کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست نگهداری می‌شوند، تقریبا 3 کودک بدسرپرست هستند و به علت تشخیص دادگاه در ناشایست بودن والدین‌شان یا طلاق آنها به بهزیستی سپرده شده‌اند و 7 کودک دیگر فاقد سرپرست محسوب می‌شوند که اگر قوانین منعطف‌تر بود، احتمالا همه کودکان بدسرپرست به امین موقت و کودکان بی‌سرپرست به خانواده‌های متقاضی فرزندخواندگی سپرده می‌شدند.
سنجش این وضعیت کنار روند رو به رشد شمار کودکان فاقد سرپرست قانونی در کشورمان حدود 5 سال پیش، بهزیستی را واداشت با برگزاری جلساتی مشترک با اداره کل امور اجتماعی قوه قضاییه و شورای عالی توسعه قضایی لایحه حمایت از کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست را تنظیم کند که محور اصلی آن، تسهیل شرایط فرزندخواندگی بود اما چه کسی پیش‌بینی می‌کرد فاصله زمانی زایش ایده‌ای سرنوشت‌ساز برای کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست تا مصوب شدن و تبدیلش به قانون از مرز 5 سال هم بگذرد.
انتقادهای به راه و بی‌راه
نخستین منتقد این لایحه، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی بود که انتقاداتش به آن، تعجب بسیاری از کارشناسان را برانگیخت.یکی از کسانی که این انتقاد‌ها را سطحی‌نگرانه می‌داند؛ زهرا داور، پژوهشگر مسائل خانواده و عضو هیات علمی گروه حقوق دانشکده علوم انسانی است که در گفتگو با «جام‌جم» می‌گوید: مرکز پژوهش‌های مجلس، بندهایی از این لایحه را که به زنان و دختران مجرد، اجازه سرپرستی فرزند می‌دهد، مغایر با سنت حسنه نکاح دانسته بود اما همه می‌دانیم که براساس آمارها، گروهی از دختران ایرانی تا پایان عمر ازدواج نخواهند کرد و نمی‌توان به این جرم، آنها را از لذت مادر بودن هم محروم کرد.
مرکز پژوهش‌ها همچنین پیش‌بینی کرده بود پیشنهاد دیگر این لایحه مبنی بر سپردن فرزند به زن و شوهر‌های ایرانی مقیم کشورهای دیگر، امکان نظارت بر وضعیت کودکان را از مراجع مسوول بگیرد. داور این استدلال را هم غیر منطقی می‌داند: «بهزیستی می‌تواند سرپرست قانونی کودک را موظف به گزارش دهی درباره وضعیت جسمی کودک کند و همچنین از توانایی کشورهای دیگر عضو کنوانسیون حقوق کودک در نظارت استفاده کند.»
از دیدگاه این پژوهشگر، همه کشورهای عضو پیمان‌نامه حقوق کودک موظف به تبعیت از پیمان‌نامه، بدون توجه به ملیت و تابعیت هستند و پیشنهاد استفاده ازامکانات این کشورها برای نظارت بر کودکان بهزیستی مقیم در کشورهای دیگر از سوی کشورمان، ابداعی کارساز برای همکاری بیشتر اعضای این پیمان نامه خواهد بود.
از نکات دیگری که این عضو هیات علمی آن را در اظهار نظرهای مرکز پژوهش‌های مجلس نادرست می‌داند، تاکید این مرکز بر نادرست بودن واگذاری سرپرستی کودکان بهزیستی به خانواده‌هایی است که فرزند دارند، اما مایلند کودکی را نیز از بهزیستی به فرزندخواندگی بپذیرند. به گفته داور، خانواده‌های دارای فرزند که تمکن مالی و توانایی و صلاحیت پرورش فرزندی دیگر را هم داشته باشند، کم نیستند و مسلما جای گرفتن کودکان بی‌سرپرست در چنین خانواده‌هایی، درکی روشن‌تر از زندگی خانوادگی به آنها می‌دهد.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.